تبلیغات
راستان | وبلاگ فرهنگی،اجتماعی،سیاسی - حسینی که نبودیم ، اکنون زینبی هستیم یا یزیدی؟
 
راستان | وبلاگ فرهنگی،اجتماعی،سیاسی
و من المومنین رجال صدقوا ...
درباره وبلاگ


گروه فرهنگی،سیاسی،اجتماعی راستان

مدیر وبلاگ : admin _ mk
مطالب اخیر
moharram _ mokhtar _imohammadir.ir

و باز هم روزاهای خلوت دل در کنج مسجد به پایان رسید.
تا درگیری هایم یا هایمان با خواسته هایم یا هایمان با نفسم یا نفسمان شروع شود!
از نگاه حسین و حسینیان ، همه چیز بهانه ای است برای ولایت حق ، بر زمین انسان حق و بر همه چیز ولایت خدا .

بسیار بودند مردمانی که خود را حسینی می دانستند اما در هنگام احتیاج امامشان را تنها نهادند .
خدا کند ما مردمان لعن شده ی تاریخ نباشیم ، شاید امام زمانمان فقط منتظر یارانش است ، او ۳۱۳ نفر یار واقعی میخواهد افسوس که هنوز یارانش کامل نشده اند.

خدا روح شرعتی را رحمت کند که گفت :

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند.

ادامه در ادامه مطلب...

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا…

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.

 

از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .

از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم!

این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.

حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند .

حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.

مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را …

امام حسین‏ علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید – حاکم مدینه – که از او بیعت مطالبه مى ‏کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست.

 

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود… آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» – که به بنى‏آدم زیستن داد – و «وارث پیامبران بزرگ» – که به انسان چگونه باید زیست را آموختند …

مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏کنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می کند.

آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند – در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود – توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟

با تشکر از اینکه وقت گذاشتید و مطالب رو خوندید .
آی محمد





نوع مطلب : اسلامی، 
برچسب ها : حسینی که نبودیم، اکنون زینبی هستیم یا یزیدی؟، کربلا، حسینی بودن، یزیدی بودن، زینبی بودن، قیام اما حسین،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:00 ب.ظ
Touche. Solid arguments. Keep up the great work.
جمعه 13 مرداد 1396 06:36 ب.ظ
Its like you learn my thoughts! You appear to know a lot approximately this, such as you wrote the book in it or something.
I think that you can do with some percent to pressure the message house a bit, however other than that, that is
fantastic blog. A great read. I will definitely be back.
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 05:26 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts on حسینی.
Regards
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:20 ب.ظ
Every weekend i used to visit this web page, as i
wish for enjoyment, since this this website conations genuinely
fastidious funny data too.
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:42 ق.ظ
I do not know if it's just me or if perhaps everybody else encountering issues with
your blog. It looks like some of the text on your content are
running off the screen. Can someone else please provide feedback and let me
know if this is happening to them as well? This might be a issue with my web browser because I've
had this happen before. Thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


سایت فرهنگی ماسون تیوب / گروه فرهنگی تحقیقاتی نوربصیرت